دل نوشته های رویایی

بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه عشق تر است

از پا آویزانم کنید! 
شاید فکرش از سرم بیفتد ...

نوشته شده در پنجشنبه 1393/04/26ساعت 15:24 توسط رویا| |

می ترسم ...

کسی بوی تنت را بگیرد ...

نغمه دلت را بشنود...

و تو خو بگیری به ماندنش ...

چه احساس خط خطی و مبهمی ست...

این عاشقانه های حسود من ...

نوشته شده در دوشنبه 1393/04/16ساعت 13:42 توسط رویا| |

خــــــــیابان ،
کـــــــــوچه ،
دوستت دارم های واقــــــــــعی ،
نـــــــگاه های پـــــــر از مـــــعنی ...
هیچ کدام به درد من نــــــمی خورند ... !!!
من " خــــــودت " را می خواهم !!!
مـــــــی فهمی ... ؟؟؟ !
خـــــــــودت را ..

نوشته شده در دوشنبه 1393/04/09ساعت 12:15 توسط رویا| |

 

بعضی وقتا تو دعوا فقط باید نگاه کنی!

سکوت کنی! فحشاشو بده و بهونه هاشو به جون بخری!

تموم که شد بغلش کنی و اروم.در گوشش بگی: با من نجنگ , من دوست دارم...!

نوشته شده در دوشنبه 1393/04/09ساعت 12:6 توسط رویا| |

عشق!
زیبایی عشق به سکوته نه فریاد .
زیبایی عشق به تحمله نه خرد شدن و فرو ریختن .
عشق خیالی ست که اگه به واقعیت برسه دیگه طعم شیرینشو از دست می ده .
عشق یه کویره که عاشق تشنه با رویای سراب معشوق قدم به جلو میذاره .
عشق راه ناهمواریه که وقتی ازش گذشتی و تمام سختی ها
رو پشت سر گذاشتی می رسی به جایی که اصلا تصور نمی کردی آخرش این باشه ،
مثل کسی که از کوهی بالا می ره به امید اینکه ببینه پشت اون کوه چیه ؟
لذتش فقط امید و رویای رسیدن به اون بالاست ، وقتی رسیدی
می بینی هیچی پشت کوه نبوده و نیست ، نا امید و خسته می شینی به این همه
راهی که اومدی فکر می کنی ، البته اگه بین راه سقوط نکنی .
عشق سخن گفتن با نگاهه .
عشق امید به رسیدن و ترس از نرسیدنه

نوشته شده در دوشنبه 1393/03/26ساعت 16:41 توسط رویا| |

دلتنگم همین .....

واین نیاز به هیچ زبان شاعرانه ای ندارم

نوشته شده در یکشنبه 1393/03/25ساعت 16:14 توسط رویا| |

دیگر دلم برایت تنگ نمیشود


بهانه ات را هم نمیگیرد


اصلا


به من چه که دوستت دارم

نوشته شده در یکشنبه 1393/03/25ساعت 13:29 توسط رویا| |

یه وقتایی دلت میخواد
یکی ازپشت سر چشاتو بگیره
ازت بپرسه:میدونی من کیم؟؟؟
توهم دستاشو بگیریو بگی:
هرکی هستی فقط بمون...!!!

نوشته شده در یکشنبه 1393/03/18ساعت 12:24 توسط رویا| |

هیچ لغت نامه ای نمی تواند معنی کند

معنایی که تو تنها با بودنت به زندگی ام می دهی را

بی تو من نفس میکشم در حالی که مرده ام

باور کن ..!

نوشته شده در یکشنبه 1393/03/18ساعت 12:8 توسط رویا| |

 

وقتی دستش را عاشقانه می گیری تازه می فهمی

دوست داشتن را باید میان دستانش احساس كنی...

نوشته شده در شنبه 1393/03/17ساعت 12:1 توسط رویا| |

خدایــآ … این ســـــرنوشتــی ڪہ برام بافتـــی ،
قسمتِــــ یـــــقـه هاشْ یه خورده تنگـه !!!
قربــــــونْ دستتــــ ، شلــــشْ کن
دارم خــــفـه میشم

نوشته شده در چهارشنبه 1393/03/14ساعت 12:50 توسط رویا| |

بــا تَمــامِ مِـداد رَنـگـے های دُنیــا 

به هـَـر زَبــانی کــه بـِدانــے یـا نــَــدانے 

خـالــے اَز هَــر تـَشـبیـه وَ اِسـتــعاره وَ ایـــهـام 

تَـنهـــا یـــک جـــُـــــمله بـَــرایـت خـواهـَـــم نــِـوشــت 

دوسـتَت دارَم خـــاص تــَــریـن مـُـخـاطـَـب خــــاص دُنیـــــا....

نوشته شده در چهارشنبه 1393/03/14ساعت 12:40 توسط رویا| |

بـاور کـن مــن هـرگز لــایـق دوسـتت دارم هـای تــو نـبودم مـلتمـسانـه از تــو میـخـواهـم : دوسـتت دارم هـایت را بــه کـسی بـگویـی کـه لــایـق دروغــهایـت بـاشـد …

نوشته شده در دوشنبه 1393/03/12ساعت 16:44 توسط رویا| |

هـمـه گفـتـند : "او" کـه رفــت ، زنـدگی کــن !
ولـــی...
کـسـی درک نـکـرد کــه "او" ...
خـود زنــدگــی ام بــود...

نوشته شده در یکشنبه 1393/03/04ساعت 17:37 توسط رویا| |


یه جمله هســت كه


میتونه داستان رو عوض كنه... !!؟


حرف نزن بیا بغلم ؟

نوشته شده در یکشنبه 1393/03/04ساعت 10:17 توسط رویا| |

این تلخ‌ ترین عذاب دنیاست بعضی‌ها دوست داشتنی هستند اما ... نباید دوستشان داشت!!!

نوشته شده در یکشنبه 1393/03/04ساعت 9:53 توسط رویا| |

خُــــدایا...
به تنــــــــهائی ات قســــــم!
دل هیــــــــچكس را ..
به آنچه قسمتش نیست عادت نده...

آمیــــــن

نوشته شده در پنجشنبه 1393/02/25ساعت 16:39 توسط رویا| |

مـی دونــ ی؟!

کاش کســـ ی بود به گوشــت مــ ی رسانـد

که امــــروز

تمــام قـــد ایستـــــادم و در دلـــم فریــــاد زدم :

نمــ ی خواهــــــم .. من این شلوغـــیِ پــــر از تنهایــــ ی را نمــــ ی خواهم

من تــــــو ِ لعنتتـــ ی را مــ ی خواهــــم

می فهمــــ ی ؟

کـاش

کســـــــ ی

بـــــود.

نوشته شده در پنجشنبه 1393/02/25ساعت 16:30 توسط رویا| |

 
 

ﺑﻨـﺪﺑﻨــﺪِ ﻭﺟـــﻮﺩم ﺑـــﻪ ﻟـــﺮﺯﻩ ﺩﺭﻣــــﯽ ﺁﯾـﺪ 
ﻭﻗــــﺘﯽ ﺗـــﺼﻮﺭ ﻣﯿﮑﻨم ؛ ﻋﺸﻘـــم 
“ ﻋﺰﯾﺰم ” ﻫــﺂﯾﺶ ﺭﺁ ﺩﺭ ﮔـــﻮﺵ ﺩﯾﮕـــﺮﯼ ﺯﻣﺰﻣـﻩ ﻣﯽ ﮐـند
نوشته شده در پنجشنبه 1393/02/25ساعت 16:28 توسط رویا| |

سکــــوتــــــــ ...
رســا تــرین فــریــاد یک " زن " است ...
وقتی سکوتـــــ میکند ...
وقتی بحث نمیکند ...
وقتی برای به کرسی نشاندن عقایدش تلاش نمیکند ...
بــفــهــم ..!
که واقعــا آسیب دیده است ....

نوشته شده در پنجشنبه 1393/02/25ساعت 16:23 توسط رویا| |

 
خسته ام از تظاهر به ایستادگی
از پنهان کردن زخم هایم
زور که نیست!
دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و
با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است....!
اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم.....
میخواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا....!
چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشی....؟!
خسته ام .... از تو .... از خودم....از همه ی زندگی....
میخواهم بکشم کنار ! از تو ... از خودم..... از همه ی زندگی....
کوتاه شود
نوشته شده در پنجشنبه 1393/02/25ساعت 16:18 توسط رویا| |

درد مـی کـشـم.. درد

هـم تـلـخ اسـت ..

هـم ارزان ..

هـم گـیـرایـیـش بـالاست ..

هـم ایـنکـه تـابـلـو نـمی شـوم ..

رفـیـقـی کـه مـرا مـعـتـاد کـرد ؛ نـابـاب نـبـود ..

فـقـط نـگـفـتـه بـود مـانـدنـی نـیـسـت ..

هــــــــمـــــــیـــــــن!

نوشته شده در پنجشنبه 1393/02/25ساعت 16:15 توسط رویا| |

نوشته شده در پنجشنبه 1393/02/25ساعت 16:11 توسط رویا| |

نوشته شده در پنجشنبه 1393/02/25ساعت 14:26 توسط رویا| |

خــــاطـــــره یــعــنــی :

یــه سکـــــوت غـیــرمــنــتــظــره ...

مــیــان خــنــده هـــای بـلـنـــــــــد ........!
نوشته شده در شنبه 1392/10/07ساعت 0:39 توسط رویا| |

مـــــن فَــرامــــــوش نکـــــــرده ام ...

مـــــن از نـهـایــــــت درد ...

به " بــے حســــــے " رسیــــــده ام .......!

نوشته شده در شنبه 1392/10/07ساعت 0:31 توسط رویا| |

لحظه ای هست بعد بوسه

همان وقتی که لبها از هم جدا شده اند

و روحت مشغول مزمزه کردن طعمی است که چشیده

لحظه ای هست بعد بوسه

که پیکرها کمی از هم فاصله می گیرند

و چشم ها جایگزین لبها میشوند

آن چشم در چشم شدن

بهشت خدا را با آن نگاه عاشقانه عوض نمیکنم....

نوشته شده در جمعه 1392/08/24ساعت 12:22 توسط رویا| |

من اگر عاشقانه مینویسم
نه عاشقم و نه معشوق کسی!
فقط مینویسم تا عشق یاد قلبم بماند...
در این ژرفای دل کندن ها و عادت ها و هوس ها
فقط تمرین آدم بودن میکنم..
نوشته شده در پنجشنبه 1392/08/09ساعت 18:50 توسط رویا| |

نه بهار با هیچ اردیبهشتی،
نه تابستان با هیچ شهریوری،
و نه زمستان با هیچ اسفندی،
اندازه پاییز به مذاج خیابانها خوش نمی آید؛
پـائیز مــهری دارد کـه بـــَر دل هـر خیـابان می نشیند.

نوشته شده در یکشنبه 1392/07/28ساعت 15:53 توسط رویا| |

18cb5cf0b70a030591f4d0294fab153c-425

منو اونطور که دوست داری تصور نکن
من سوژه ی گالری عکس هات نیستم
بزار راحت بت بگم
من، همینم
بی فتوشاپ

نوشته شده در چهارشنبه 1392/07/24ساعت 20:51 توسط رویا| |

Design By : Night Melody